السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
937
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
طبرى در « ذيل المذيّل » گفت : « مرا حديث كرد ضراربنمحمّد بناسماعيل ، از اسماعيل ، از ابراهيمبنسعد ، از پدرش كه گفت : سعيدبنمسيّب به غلامش ، برد ، مىگفت : اى برد بر من دروغ مبند آنگونه كه عكرمه بر ابنعبّاس دروغ مىبندد . هر حديثى كه برد به تنهايى از من برايتان حديث كرد و شما آن را نشناختيد ، آن دروغ است . ما را حديث كرد ابنحميد ، از جرير ، از يزيدبنابوزياد ، از عبداللَّهبنحارث كه گفت : بر علىبن عبداللَّهبن عبّاس وارد شدم در حالى كه عكرمه به درِ مستراح بسته شده بود ، به او گفتم : اين چرا چنين است ؟ گفت : بر پدرم دروغ مىبندد . » « و ديگرانى كه احتجاج به خبر عكرمه را درست نمىبينند گويند : از اخبارى را كه عكرمه روايت كرده است ، انكار نكرديم ؛ بلكه مذهبش را انكار كرديم . و گفتند : او اعتقاد صفريه از خوارج را داشت ، و آن اعتقاد را به ابنعبّاس نسبت داده است ، و اين دروغش بر ابنعبّاس بود . و از مصعب زبيرى حديث كردم كه گفت : عكرمه اعتقاد خوارج را داشت ، يكى از واليان مدينه او را طلبيد ؛ نزد داوودبنحصين مخفى شد و همانجا مُرد . و از يحيىبنمعين آورده است كه گفت : مالكبن انس عكرمه را ياد نكرده ، تنها به اين دليل كه اعتقاد صفريه را برگزيده بود . در زمان مرگ عكرمه اختلاف كردند بعضى گفتند : سال 105 درگذشت . محمّدبنعمر آورده است كه دختر عكرمه گفت كه عكرمه سال 105 درگذشت در حالى كه هشتاد ساله بود . ابنعمر گفت : و مرا حديث كرد خالدبن قاسم بياضى و گفت : عكرمه و كثير عزّه شاعر سال 105 در يك روز مُردند . و ديدم كه همگى بعدازظهر بر آن دو در جايگاه جنازهها نماز خواندند . پس مردم گفتند : امروز فقيهترين مردم و شاعرترين مردم مُردند . گفت : و شخصى غير از خالدبنقاسم گفت : و مردم از همزمانى مرگ و اختلاف عقيدهشان تعجّب كردند . در مورد عكرمه